أحمد بن يحيى بن جابر ( البلاذري ) ( مترجم : محمد توكل )

35

فتوح البلدان ( فارسى )

خيبر گويند : رسول الله ( ص ) در سال هفت به جنگ خيبر دست يازيد . اهل خيبر كار را با وى به تأخير و اطاله گذرانيده ، با مسلمانان به قتال پرداختند . پس رسول الله ( ص ) قريب يك ماه ايشان را در محاصره داشت ، و از آن پس با وى صلح كردند ، بر اين قرار كه جان و اولادشان مصون ماند و جلاى بلد كنند و زمينها و زرينه و سيمينه و جامه‌هاى خود را - جز آنچه بر بدنها دارند - براى مسلمانان باز گذارند و چيزى از وى پوشيده ندارند . آنگاه به پيامبر ( ص ) گفتند كه ما را در فن زراعت و نگاهدارى نخل دانشى است پس ما را در اينجا باز گذار و رسول الله ( ص ) ايشان را به جاى گذاشت و نيمى از حاصل ميوه و حبوب را حق عمل آنان قرار داد و گفت شما را استقرار دادم ما دام كه خداوند استقرارتان دهد . چون عمر بن خطاب رضى اللّه عنه به خلافت رسيد در ايشان و با ظاهر شد و زحمت مسلمانان فراهم كردند . پس عمر ايشان را براند و خيبر را ميان مسلمانانى كه سهمى « 1 » در آن داشتند قسمت كرد . حسين بن اسود مرا گفت كه يحيى بن آدم از زياد بن طفيل و او از محمد بن اسحاق روايت كرد كه گفت از ابن شهاب دربارهء خيبر سؤال كردم و او مرا خبر داد كه شنيده است رسول الله ( ص ) آن را به عنوه « 2 » و پس از جنگ فتح كرد و از مقولهء مما أفاء الله على رسوله

--> ( 1 ) . تقسيم خيبر به سهمها و اعطاء آن به مسلمانان ضمن صفحات آتى همين فصل كتاب ذكر شده است . ( 2 ) . عنوه گرفتن چيزى است به قهر و غلبه . فتح بلاد به عنوه به مفهوم گشودن آنها